آنچه باید درباره در پی رمان کیمیا* بدانید
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 5:20
موضوع «در پی رمان کیمیا*» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ممنونم که رمان...
افشای جزئیات رمان پرگل "5"
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 5:20
رمان پرگل "5" در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «رمان پرگل "5"» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من و عماد هم چند دقیق...
گزارشی از رمان مهسا
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 5:20
رمان مهسا در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «رمان مهسا» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. صبح زود همه بلن...
رمان پرگل "6"؛ روایت کامل
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 5:20
رمان پرگل "6" اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «رمان پرگل "6"» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تازگیا میدید...
جزئیات تازه از رمان پرگل "7"
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 5:20
رمان پرگل "7" اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «رمان پرگل "7"» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالع...
پشت پرده رمان پرگل "8"
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 5:20
رمان پرگل "8" در این گزارش به بررسی کامل «رمان پرگل "8"» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. **عماد**_...
افشای جزئیات رمان پرگل "9"
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 5:20
رمان پرگل "9" در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «رمان پرگل "9"» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. قسمت 9 همینطورکه گلار...
روایت تازه از رمان پرگل "10"
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 5:20
رمان پرگل "10" در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «رمان پرگل "10"» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. قمست 10 پشت در قایم...
آنچه باید درباره رمان پرگل "11" بدانید
-
تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 5:20
رمان پرگل "11" موضوع «رمان پرگل "11"» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آخ...
-
تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 16:49
**عماد** _محسن کاری میتونی بکنی؟محسن_آره.فقط زمان میبره.تو نگران نباش. با صدای شلیک گلوله هردو از جا پریدیم. _محسن تو کارتو بکن.حواست به چیز دیگه ای نباشه.من میرم ببینم چیشده. محسن_باشه. اسلحه ی خودم رو که دایی بهم داده بود برای این ماموریت رو در اوردم.هرچی نزدیک تر میشدم قلبم تندتر میزد.میترسیدم بر...
رمان پرگل "5"
-
تاریخ: 1396/9/9 ساعت: 14:09
من و عماد هم چند دقیقه بعد پیاده شدیم و رفتیم داخل...خواستیم بریم طرف آسانسور که نگهبان اونجا گفت: _ببخشید.با کی کار داشتید؟ نمیدونستم چی بگم.داشتم تو ذهنم دنبال جوابی میگشتم که نگهبان با دیدن عماد جلو امد و گفت: _اِ اقای بیات شمایید.ببخشید نشناختمتون.خانم آریا پیش پای شما رفتن بالا.بفرمایید. عماد ب...
رمان پرگل "6"
-
تاریخ: 1396/9/9 ساعت: 14:09
تازگیا میدیدم خودشو خیلی به عماد میچسبونه!با این فکر اخم غلیظی صورتمو پوشوند.خودمو مشغول کار کردن نشون دادمxa0 و سرم رو زیر انداختم.بعد از چند دقیقه سمیرا به طرفم اومد و گفت: _خب دیگه پرگل جون..من دیگه بر... دیدم حرفی نمیزنه که سرم رو بالا اوردم و به چشمای ترسانش نگاهی انداختم که به پشت سرم دوخته شد...
رمان پرگل "7"
-
تاریخ: 1396/9/9 ساعت: 14:09
در اتاق دایی باز شد و رضا اومد بیرون.در حالی که با تلفن حرف میزد داشت میرفت سمت اتاق خودش که متوجه ما شد.اولش جا خورد ولی بعد اخماش رفت تو هم..سریع تر از قبل خودشو رسوند به اتاقش...منم به اتاق خودمون رفتم و پرگل رو روی یکی از مبل ها گذاشتم.با هوای گرم اتاق کمی حالش بهتر شد.محمد اومد داخل،معلوم بود ح...
رمان پرگل "8"
-
تاریخ: 1396/9/9 ساعت: 14:09
**عماد** _خودت بودی!تو بودی که بعد از اولین روز دانشگاه زنگ زدی بهم!تو بودی که گفتی یه دروغ محض بود گفتی پرگلو دوست داری! مگه تو نبودی؟تو نبودی گفتی دوستم داری؟ نگاهم به طرف پرگل چرخید.الآن وقتش نبود!نمیخواستم پرگل بفهمه.خواستم برم طرفش.رفت.صداش زدم ولی برنگشت.بازم کنترلمو از دست دادم و به طرف عسل ر...
رمان پرگل "9"
-
تاریخ: 1396/9/9 ساعت: 14:09
همینطور که گلارو پرپر میکردم و میریختم رو قبرش با گریه میگفتم: _داداشیم؟امروز روز تولدته یا وفاتت؟باید بخندم و جشن بگیرم یا گریه کنم و عزا؟قندعسل آجی؟منو میبخشی؟چرا جوابمو نمیدی؟نفس پرگل یادته برام با دست بوس میفرستادی؟چرا چهارساله بوسات برام نمیان؟پوریا جونم؟؟؟جواب پگلتو بده دیگه... * از پشت در صدا...
رمان پرگل "10"
-
تاریخ: 1396/9/9 ساعت: 14:09
**پرگل** پشت در قایم شدم تا وقتی میاد بیرون اول منو نبینه...وای خدا یعنی خوشش میاد؟ پنج دقیقه ای گذشته بود ولی خبری از رضا نبود.نکنه اصن یادش رفته؟پام داشت از جاش کنده میشد که بالاخره از توی حیاط صدای پا شنیدم و بعدش صدای باز شدن در.رضا رو دیدم که دقیقا کنارم بود و نگاش به رو به روش.لبخندی روی لبم ن...
رمان پرگل "11"
-
تاریخ: 1396/9/9 ساعت: 14:09
آخر شب که همه آماده ی رفتن بودن رضا منو به گوشه ای کشوند و گفت: _پرگل راستشو بگو.پول اینو از کجا اوردی؟ _دزدی کردم. رضا_اَه پرگل!جدی ام باهات. _خب تو به پولش چیکار داری؟کادوعه دیگه! نترس حلاله. رضا_خیلی مسخره ای!نگفتم حرومه که.فقط گفتم چجوری جورش کردی؟ _خب حقوقی که میگرفتم و هر دفعه مقداریشو پس اندا...
رمان پرگل "11"
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 12:09
قمست 11
رمان پرگل "10"
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 13:09
قمست 10 xa0 پشت در قایم شدم تا وقتی میاد بیرون اول منو نبینه...وای خدا یعنی خوشش میاد؟
رمان پرگل "4"
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:03
قسمت چهارم: xa0 اگه عسل رو دوست داشته باشه پس چطوری میخواد این کارو انجام بده؟!اصلا نکنه وسوسه بشه جاسوسی بکنه؟!آخه چرا همه اینا به هم ربط دارن؟!عین این سریالا شده! xa0 ادامه ی داستان در ادامه ی مطلب... :)