رمان کیمیا* فصل 4 - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:03
این قسمت: شروع رابطه ی جدید!
در پی رمان کیمیا* - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:03
سلام دوستای عزیزم! ممنونم که رمانای ما رو پیگیری و دنبال می کنین! اینم از قسمت چهارم رمان کیمیا! لازم به ذکره که : قسمت پنجم این رمان له نسبت طولانیه بنابراین یکم صبر کنین حتما قسمتای بعدی رو میذارم! قرار بود براتون دو قسنت دیگه بزارم ولی واقعا خستم. در اسرع وقت حتما ادامه ی رمان کیمیا رو خواهم گذاس...
رمان پرگل "5" - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:03
قسمت 5: xa0 من و عماد هم چند دقیقه بعد پیاده شدیم و رفتیم داخل... xa0 ادامه مطلب... :)
رمان مهسا - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:03
قسمت پنجم
رمان پرگل "6" - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:37
قسمت "6" xa0 تازگیا میدیدم خودشو خیلی به عماد میچسبونه!با این فکر اخم غلیظی صورتمو پوشوند... xa0 برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطلب بروید :)
رمان پرگل "7" - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:37
قسمت "7" xa0 در اتاق دایی باز شد و رضا اومد بیرون.در حالی که با تلفن حرف میزد داشت میرفت سمت اتاق خودش که متوجه ما شد.اولش جا خورد ولی بعد اخماش رفت تو هم... xa0 ادامه مطلب :)
رمان پرگل "8" - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:37
قسمت 8 xa0 _خودت بودی!تو بودی که بعد از اولین روز دانشگاه زنگ زدی بهم!تو بودی که گفتی یه دروغ محض بود گفتی پرگلو دوست داری! مگه تو نبودی؟تو نبودی گفتی دوستم داری؟ xa0 ادامه مطلب...
رمان پرگل "9" - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:37
قسمت 9 xa0 همینطورکه گلارو پرپر میکردم و میریختم رو قبرش با گریه میگفتم... xa0 xa0 ادامه مطلب...