
موضوع «در پی رمان کیمیا*» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ممنونم که رمانای ما رو پیگیری و دنبال می کنین!اینم از قسمت چهارم رمان کیمیا!لازم به ذکره که :قسمت پنجم این رمان له نسبت طولانیه بنابراین یکم صبر کنین حتما قسمتای بعدی رو میذارم!قرار بود براتون دو قسنت دیگه بزارم ول...
ادامه مطلب
رمان پرگل "5" در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «رمان پرگل "5"» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من و عماد هم چند دقیقه بعد پیاده شدیم و رفتیم داخل...خواستیم بریم طرف آسانسور که نگهبان اونجا گفت:_ببخشید.با کی کار داشتید؟نمیدونستم چی بگم.داشتم تو ذهنم دنبال جوابی میگشتم که نگهبان با دیدن عماد...
ادامه مطلب
رمان مهسا در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «رمان مهسا» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. صبح زود همه بلند شدیم تا برای بدرقه ی مهمان ها آماده باشیم.وقتی با همه خداحافظی کردیم و نوبت اشکان شد.جلو اومد و دستم رو توی دستش گرفت و آروم فشار داد.ناراحتی ته چشمان زیباش دیده میشد.من که به سختی جلوی گریه ک...
ادامه مطلب
رمان پرگل "6" اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «رمان پرگل "6"» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تازگیا میدیدم خودشو خیلی به عماد میچسبونه!با این فکر اخم غلیظی صورتمو پوشوند.خودمو مشغول کار کردن نشون دادم و سرم رو زیر انداختم.بعد از چند دقیقه سمیرا به طرفم اومد و گفت:_خب دیگه پرگل ...
ادامه مطلب
رمان پرگل "7" اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «رمان پرگل "7"» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. در اتاق دایی باز شد و رضا اومد بیرون.در حالی که با تلفن حرف میزد داشت میرفت سمت اتاق خودش که متوجه ما شد.اولش جا خورد ولی بعد اخماش رفت تو هم..سریع تر از قبل خودشو رس...
ادامه مطلب
رمان پرگل "8" در این گزارش به بررسی کامل «رمان پرگل "8"» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. **عماد**_خودت بودی!تو بودی که بعد از اولین روز دانشگاه زنگ زدی بهم!تو بودی که گفتی یه دروغ محض بود گفتی پرگلو دوست داری! مگه تو نبودی؟تو نبودی گفتی دوستم داری؟نگاهم به طرف پرگل چرخید....
ادامه مطلب
رمان پرگل "9" در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «رمان پرگل "9"» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. قسمت 9 همینطورکه گلارو پرپر میکردم و میریختم رو قبرش با گریه میگفتم... ادامه مطلب......
ادامه مطلب
رمان پرگل "10" در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «رمان پرگل "10"» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. قمست 10 پشت در قایم شدم تا وقتی میاد بیرون اول منو نبینه...وای خدا یعنی خوشش میاد؟...
ادامه مطلب
رمان پرگل "11" موضوع «رمان پرگل "11"» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آخر شب که همه آماده ی رفتن بودن رضا منو به گوشه ای کشوند و گفت:_پرگل راستشو بگو.پول اینو از کجا اوردی؟_دزدی کردم.رضا_اَه پرگل!جدی ام باهات._خب تو به پولش چیکار داری؟کادوعه دیگه...
ادامه مطلب
قمست 11...
ادامه مطلب
قمست 10 پشت در قایم شدم تا وقتی میاد بیرون اول منو نبینه...وای خدا یعنی خوشش میاد؟...
ادامه مطلب
قسمت چهارم: اگه عسل رو دوست داشته باشه پس چطوری میخواد این کارو انجام بده؟!اصلا نکنه وسوسه بشه جاسوسی بکنه؟!آخه چرا همه اینا به هم ربط دارن؟!عین این سریالا شده! ادامه ی داستان در ادامه ی مطلب... :)...
ادامه مطلب
این قسمت: شروع رابطه ی جدید!...
ادامه مطلب
سلام دوستای عزیزم! ممنونم که رمانای ما رو پیگیری و دنبال می کنین! اینم از قسمت چهارم رمان کیمیا! لازم به ذکره که : قسمت پنجم این رمان له نسبت طولانیه بنابراین یکم صبر کنین حتما قسمتای بعدی رو میذارم! قرار بود براتون دو قسنت دیگه بزارم ولی واقعا خستم. در اسرع وقت حتما ادامه ی رمان کیمیا رو خواهم گذاست! همتونو دوست دارم!! hana*...
ادامه مطلب
قسمت 5: من و عماد هم چند دقیقه بعد پیاده شدیم و رفتیم داخل... ادامه مطلب... :)...
ادامه مطلب
قسمت پنجم...
ادامه مطلب
قسمت "6" تازگیا میدیدم خودشو خیلی به عماد میچسبونه!با این فکر اخم غلیظی صورتمو پوشوند... برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطلب بروید :)...
ادامه مطلب
قسمت "7" در اتاق دایی باز شد و رضا اومد بیرون.در حالی که با تلفن حرف میزد داشت میرفت سمت اتاق خودش که متوجه ما شد.اولش جا خورد ولی بعد اخماش رفت تو هم... ادامه مطلب :)...
ادامه مطلب
قسمت 8 _خودت بودی!تو بودی که بعد از اولین روز دانشگاه زنگ زدی بهم!تو بودی که گفتی یه دروغ محض بود گفتی پرگلو دوست داری! مگه تو نبودی؟تو نبودی گفتی دوستم داری؟ ادامه مطلب......
ادامه مطلب
قسمت 9 همینطورکه گلارو پرپر میکردم و میریختم رو قبرش با گریه میگفتم... ادامه مطلب......
ادامه مطلب